آخرین اخبار و مقالات و مطالب پیرامون سکانس پایانی در ایران آی سی تی نیوز ، پایگاه فرهنگ و هنر ایران

بر روی این دامنه اینترنتی

سیستم مدیریت محتوا

پارس

سی ام اس

نصب شده است که نرم افزاری قوی جهت

طراحی سایت

می باشد.

طراحی وب

با استفاده از

پرتال

(

پورتال

) پارس منجر به

طراحی وب سایت

شما می شود.

طراحی وب سایت

کپی رایت

پورتال

پارس

اخبار سکانس پایانی

امین تارخ و جراحت بزرگ در مشهد

... رضا شیخی، مدیر تصویربرداری «جراحت» به خواست کارگردان با فیلتر های خاص کارش، نور این صحنه را کاملا تاریک تنظیم کرده تا به رغم نور نصفه و نیمه ای که هنوز هوا را روشن نگه داشته، این سکانس به عنوان یک سکانس شبانه ضبط شود ... نمای پایانی این سکانس یعنی این که این صحنه هم قرار است قبل از دو صحنه پیش تدوین شود! یک «جراحت» جدی! اما چیزی که در ارتباط با این سریال بیش از پیش خودنمایی می کند، حضور عسگرپور به عنوان کارگردان است، در حالی که او تاکنون فقط یک کار تلویزیونی را کارگردانی کرده است ... او درباره انتخاب مشهد به عنوان یکی از لوکیشن های این سریال نیز می گوید: به دلیل این که سکانس پایانی ما طبق آنچه در فیلمنامه آمده باید در مشهد تصویربرداری شود، ما فضای بیمارستان را هم در یکی از بیمارستان های مشهد تصویربرداری کردیم ...  

منبع : جام جم آنلاین    تاریخ : 3   مرداد   1389   شاخه : تلویزیون   

کاوری: نمی خواستم فیلم هنری بسازم

... برای او تنها یکسری پرونده سازی ها کردند که باعث شده تا ذهنیت منفی نسبت به وی ایجاد شود که در سکانس پایانی، این ذهنیت ها پاک می شود ...  

منبع : خبرگزاری مهر    تاریخ : 16   تیر   1389   شاخه : سینما   

گزارش نشست نقد «یه روز قشنگ برفی» و «رادیولوژی یک پرتره»؛ پطروسیان: قصد کارگردانی «یه روز قشنگ برفی» را نداشتم

... پطروسیان در خصوص درونمایه فیلمش که به ویژه در سکانس پایانی آن نمایان می شود نیز گفت: انتهای فیلم باز هست و نمی خواهم توضیحی راجع به آن بدهم که چه اتفاقی بعد آن می افتد ... توده روستا در ادامه افزود: در این فیلم، سعی کردیم تا از همه ابزار استفاده کنیم، به ویژه در سکانس پایانی که بازی آقای تهامی به کاراکتر فیلم، ویژگی خاصی بخشید ...  

منبع : خبرگزاری فارس    تاریخ : 23   دی   1388   شاخه : سینما   

عبور از تاریکی

... نخستین چیزی که از همان سکانس های ابتدایی و معرفی کاراکترها در خانه روشن به چشم می خورد، خط داستانی خلاقانه و غیرتکراری ای است که پی رنگ روایت فیلم را می سازد؛ توصیف موقعیت دختری که به دلیل ضربه های روحی مختلف دچار افسردگی عمیق شده و از نور گریزان است و در اتاقی تاریک روز به روز از زندگی دورتر می شود و مردی که برای دیدن پدر او آمده اما با همه مشکلاتی که پشت سر گذاشته و امیدی که ندارد FL_276010_LF تار عنکبوت تاریکی دختر شده و می خواهد او را از عمق این چاه نجات داده و به او امیدواری بدهد ... همین تمهید تا حدی فیلم را از یکنواختی نجات می دهد و اگر این سکانس ها خوب و باورپذیر اجرا می شد، می توانست ترفند خوبی برای شکل دادن به داستانی یک خطی با ایده ای خلاق باشد ... البته استفاده از این تکنیک ساختاری ابتکار تازه ای نیست و پیش از این در فیلم «ما همه خوبیم» نوشته مژگان فرح آور و به کارگردانی بیژن میرباقری آن را دیده بودیم، اما این سکانس ها در کنار خط اصلی داستان کلیتی منسجم پیدا نمی کنند و چندپاره و جدا، جدا مانده و ربط و منطق روایی ندارند، هر چند درصورت اجرای خوب می توانستند تصویرهای موفقی باشند که از دل سینمای مستند به فیلمی داستانی پیوند خورده اند، اما در عمل هر کدام به جز صحبت با پیرمرد با دیالوگ ناشیانه سهراب شبیه مصاحبه برگزار می شوند ...  

منبع : همشهری آنلاین    تاریخ : 27   آبان   1388   شاخه : سینما   

در یک محصول مشترک اروپایی «هیندنبرگ» روی پرده سینما آتش می گیرد

... این فیلم نمایش موفقیت آمیزی در گیشه نمایش داشت و در سکانس پایانی، از صحنه های مستند و واقعی آتش گرفتن «هیندنبرگ» استفاده کرده بود ...  

منبع : خبرگزاری فارس    تاریخ : 3   مهر   1388   شاخه : سینما   

امتیازدهی به مخاطب عام

... بر این اساس باید بی خیال 3 سکانس اساسی و مهم تر از همه آنها سکانس اختتامیه شویم ... پستچی سه بار در نمی زند از سویی طبق همان چیزی که در 2 سکانس پایانی می شنویم و می بینیم به فرهنگ عامه ناخنک می زند، یعنی همین اصطلاح پستچی سه بار در نمی زند گفته می شود و فیلم سرشار می شود از معنی بشر، سرنوشت بشر، بشر خوب کیست، کجاست، چه می خورد، چه می پوشد، چطور گروگان می گیرد و ... ژانر معمایی جنایی با رگه هایی از وحشت ختم می شود به یک عشق در خانه متروکه! گویی فتحی تعهد دارد پایان فیلمش خوب باشد و بس! حال اگر غیرمنطقی هم نه، دور از ذهن هم سکانس اختتامیه از کار دربیاید، مشکل نیست ... سوءتفاهم و سوءظن از سویی و حسن ظن و توافق در سکانس های پایانی بویژه از کاراکترها دیده می شوند ...  

منبع : جام جم آنلاین    تاریخ : 1   شهریور   1388   شاخه : سینما   

فیلمبرداری «زندگی با چشمان بسته» امروز به پایان می رسد

... سکانس پایانی این فیلم روز گذشته در حرم حضرت عبدالعظیم با حضور حامد بهداد و ترانه علیدوستی فیلمبرداری شد و گروه تولید صحنه باقی مانده را امروز در دفتر وکالتی در یکی از خیابانهای تهران فیلمبرداری می کنند ...  

منبع : سروش سینما    تاریخ : 17   خرداد   1388   شاخه : تلویزیون   

جای خالی تعلیق

... برای نمونه در پایان این فیلم برخلاف سنت معمول این فیلم ها که سکانس فینال لحظه اوج فیلم نیز هست، وقتی قهرمان فیلم، پیروز از میدان خارج می شود، بدون هیچ اضافاتی فیلم به پایان می رسد تا تماشاگر پس از برخورد با انبوهی از لحظه های ترس آور تحت تاثیر سکانس پایانی که به پیروزی خیر بر شر می انجامد با آرامش و اطمینان خاطر از سالن خارج شود و تماشاگر متاثر از این احساس به لحاظ ذهنی همچنان درگیر گره های داستانی فیلم که خط وربط اتفاقات به بازگشایی آنها می انجامد باشد و در واقع این مسئله با تجزیه و تحلیل اتفاقات در ذهن مخاطب محقق می شود و همین نکته است که باعث می شود مخاطب پس از تماشای فیلم همچنان با آن درگیر باشد ...  

منبع : همشهری آنلاین    تاریخ : 6   خرداد   1388   شاخه : سینما   

وسترنی شرقی!

... در این میان چند بخش سفر، عین به عین مطابقت دارد با رویکرد کهن الگوی مورد نظر؛ مثل سرگردانی در صحرای بی آب و علف که تقریبا در همه نسخه های این افسانه [چه ایرانی چه اروپایی چه هندی چه شرق دور] قابل ردگیری است یا سراغ همسر را از یک پیرزن گرفتن و خبر یافتن که در موقعیتی خطیر است؛ همچنان که سکانس پایانی، که در قلعه ای می گذرد که قاچاقچیان «کلیه» زنان را محبوس کرده اند و نوازنده برای رهایی همسرش مجبور است با راننده ای درگیر شود که قد و قامت و ظاهرش مطابقت دارد با قد و قامت و ظاهر «دیو» افسانه ها ... نقد 2 «آخرین ملکه زمین» فیلم خوبی است به این دلیل که فیلم «به قاعده ای» است نه فیلمنامه نویسان و نه کارگردان آن در پی ارائه اثری «پف نمکی» نیستند قرار نیست که این فیلم تکلیف جهان را مشخص کند و برای همه آدم های آن نسخه بپیچد حتی قرار نیست حکم آخر را درباره افغان ها و مشکلاتشان صادر کند؛ فیلمی کوچک و ساده و جذاب است درباره مردی که از همه دنیا، دنبال آرامشی خانوادگی است ولو در خرابه ای یا حتی زیر پرتاب گلوله های توپ [چنانکه در پایان سکانس آخر شاهدیم] او «وسترنری شرقی» است [اگر بتوان چنین ترکیبی را به کار برد] که اسلحه اش یک ساز است و اسبش یک دوچرخه ... در سکانس پایانی که نوازنده برای نخستین بار دست به خشونت می زند [آن هم با غلظتی زیاد! «طرف» را توی کامیون خودش به آتش می کشد] آدم یاد ایستوود می افتد که در دو فیلم خود [یک وسترن و یک وسترن شهری] در نقش کشیشی که دست به اسلحه می برد ظاهر می شود ...  

منبع : سروش سینما    تاریخ : 27   اردیبهشت   1388   شاخه : سینما   

زندگی ، جنگ و دیگر هیچ!

... جالب اینکه چنین موقعیت هایی در فیلم کم نیستند و مدام تکرار می شوند؛ نمونه دیگر و بهترش فصل پایانی فیلم، که علی بخش بی هیچ دردسری می تواند همسرش را از شفاخانه و چنگال مردان گردن کلفت و نگهبان اسلحه به دست نجات دهد و با خیالی آسوده، سوار بر دوچرخه به خانه اش برگردد و اگر نگرانی و آزردگی خاطری هم هست، نه از بابت تعقیب شدن توسط مردان مسلح و دستگیری است، که از فرود خمپاره های ناشی از جنگ طالبان و آمریکاست و البته این خمپاره ها هرگز نمی توانند مانعی بر راه پرشور و عشق علی بخش و شاگل باشند! شاید شعار و پیام مستور و نامکشوف فیلم همین باشد؛ زندگی این است و دیگر هیچ، از جنگ باید نهراسید و دل به آتش دشمن باید زد! بله، ولی تماشاگر را نیز نباید ساده لوح پنداشت ... از جمله جایی که علی بخش به دیدار مزار پدر و مادرش بر بلندای تپه ای می رود یا سکانس فوق العاده زیارتگاهی در مزارشریف که زنی برقع پوش، علی بخش را شناسایی می کند و به او نزدیک شده و همکلام می شوند ... گلاب آدینه در سکانس پایانی فیلم «زیر پوست شهر» رو به دوربین خبرنگار تلویزیونی می گوید: «این فیلم هارو به کی نشون میدین؟» به گمانم حالا وقت آن رسیده که یک بار دیگر همین سؤال را، این بار از محمدرضا عرب، اینگونه بپرسیم: «این فیلم رو به کی نشون بدیم؟!» ...  

منبع : همشهری آنلاین    تاریخ : 16   اردیبهشت   1388   شاخه : سینما   
 
صفحه 1
2 3 4


طراحی وب سایت

Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

Get Adobe Flash player